بررسی بازی Baldur’s Gate 3
بعد از گذراندن 160 ساعت بازی کردن این عنوان میتوانم با اطمینان بگویم که یک Baldur’s Gate 3 یکی از بازی نقشآفرینی است که تا کنون بازی کردهام. اگر این نقد را نمینوشتم، در حال حاضر در حال ساختن یک شخصیت جدید و شروع به صد ساعت دیگر میکردم. این عنوان خارق العاده است.
این بازی رویایی من است: بخشهای بهترینهای بازیهای Ultima، Baldur’s Gate، Planescape: Torment، Arcanum: Of Steamworks و Magick Obscura و Divinity: Original Sin را دارد. اما علاوه بر اینها، بسیار چیزهای دیگری هم انجام میدهد.
اهمیت تصمیم گیری
و خیلی بزرگ است، به همان اندازه که عمیق است. هر سه فصل میتوانند به عنوان بازیهای نقش آفرینی حماسی خود باشند که پر از ساحرهخانههای پیچیده، کوآستهای برجستهای و چالشهای منحصر به فرد است، که با سیستمهایی که مقدار ترسناکی از آزادی بازیکن را ارائه میدهند، پشتیبانی میشوند. این بازی پر از تقاطعها است، هر گام وقتی میگذرد، مسیرهای بیشتری را که میخواهند شما را از مسیر اصلی دور کنند، بوجود میآورد.
در سناریوی اول، شما با فاش شدن این حقیقت درگیر میشوید که با یک نوع انگل به نام “لارو” عفونی شدهاید، که در نهایت شما را به یک هیولای ذهن افسارگسیخته تبدیل خواهد کرد، هویت و اراده آزاد شما را میگیرد و شما بهعنوان عاملی از طرف طرح بزرگ، سعی در به وجود آوردن یک جهان میکنید که همه انسانها موجودات بدجنس باشند. اما این شوک اولیه به سرعت جای خود را به یک ماجراجویی جنگلی میدهد که براساس ماجراهای کلاسیک D&D است.
فرصتی برای پذیرفتن یک بچه ماهی تیغدار (owlbear) وجود دارد. لطفاً این کار را انجام دهید، آن بسیار دوست داشتنی است. اینجاست که با اکثر همراهان خود که به شما در نفرین ذهنی mind flayer کمک میکنند، آشنا خواهید شد و تیم خود را برای مقابله بهتر با خطرات ساحل شمشیر بهبود خواهید بخشید. این نسخه از Baldur’s Gate 3، در حالت سنتی ترین حالت خود است، اما با این حال، از طریق عناصری مانند خطرِ نهفته و جذابیت توده اسباب، سعی میکند شما را به احتیاط وا میدارد. آن به شما قدرت بعضی از قدرتهایِ mind flayer را میدهد و شما را تشویق به استفاده از آنها میکند، تلاش از طریق مدیریت همراهان و دشمنانتان، با قول قدرتهایِ عجیب و غریب بیشتر به شرط تسلیم شدن.
با هر عمل، نه تنها محل عوض میشود، بلکه شکل عمل را نیز تغییر میدهد. به عنوان مثال، در عمل دوم، تغییر مهمی رخ میدهد و به تم ترس خالصی که شامل به عنوان غول ها و هیولاهایی خاموش و NPCهای آسیب دیده است. در اینجا، خاطرهای از سری بازیهای Dark Souls و Bloodborne وجود دارد که با جوی سنگین و طراحی موجوداتی واقعاً نگرانکننده طراحی شدهاند. تغییر جدید و ناراحت کننده ایست که خوشآمد میگویم. اما خیلی از جو بازی به انتخابهای شما بستگی دارد. به عنوان مثال، در عمل اول، شما ممکن است با آدم بدها هم تیم شوید، همه قهرمانان و بیگناهان را کشته و کاملاً تم کل عمل را عوض کنید. شما ممکن است همیشه ندانید در حال نوشتن چه داستانی هستید، اما همواره نویسنده آن هستید.
هر روز از مراحل برخورد با وحشت، در صدای های مردم مغموم می پیچد بدون اینکه در خصوصه فعالیت های خود پیش برویم. پس از رسیدن به Baldur’s Gate در خود عمل 3، بخشی از وقت خود را به دنبال کردن اجزای بدن خرد شده یک کلاؤون کشته شده گذاشتم، در یک ماموریتی که در ابتدا پر از خنده بود و سریعاً به سمت وحشت می کشید. اما این محل شهری همچنین ماجراجویی های منحصر به فرد خود را پر از توطئه سیاسی و جنگ های خلافکاری ارائه می دهد. تنوع بی وقفه از ماموریت ها به اندازه 10 دسته مختلف از بازی های روی میز به نظر می رسد ترکیب شده اند، اما Larian موفق شده است چیزهایی را با شگفتی هماهنگ نگه دارد و صدها سیم خرده ای را به هم پیوند دهد.
اگرچه هر کدام از این مراحل میتوانستند بهتر باشند، اما تاثیرگذار بودند که چقدر از یک عمل به عمل دیگر منتقل می شود، بسته به اعمال شما. شخصیت هایی که در ساعت های اولیه به نظر می رسد، احتمالاً نقش های بسیار مهمی از داستان عمده دارند و در گوشه و کنار ظاهر می شوند. به ویژه در مورد گروهی از پناهندگان که در ابتدای بازی با آنها ملاقات می کنید و دوباره و دوباره با آنها برخورد می کنید و نشانه مهمی از خود می گذارید. مگر اینکه همه آنها در 20 ساعت اولیه به دلیل اقدامات شما (یا عدم اقدام) مرده باشند، که طعم کل ماجراجویی را به طور چشمگیری تغییر می دهد. تبعات انتخاب های شما همیشه واضح و اغلب عظیمتر است.
دوستان همیشگی
در این متن، داستانهای شخصی بسیار صمیمی و شخصی، که به شکلی نوشته شدهاند که هرگز در دام تخیلی سخت یا خشن نمیافتند، موازنه شدهاند. سرنوشت تمام جهان در معرض تعادل است، اما این تجربه نیز به اندازهای معمولی است. نویسندگان لاریان با ایجاد شخصیتهای غنی و پرسودی، که در این مدت صدها ساعت را به شناخت آنها اختصاص میدهید، قصه را پرمعنی میسازند.
اگرچه شما کنترل بسیاری بر روی اتفاقاتی که برای همراهانتان میافتد دارید، آنها بیشترین توانمندی را در مقایسه با اعضای عادی یک تیم RPG دارند، از جمله در زمینه عشق و عاشقی که در اکثر موارد آنها است که تغییر در رابطه شما را به وجود میآورند. آنها دعواها، اختلافات و برنامههایی دارند که با یکدیگر در تضادند. و هرگز به نظر نمیرسند که فقط در نقش پشتیبانی بازی میکنند. کوئستهای شخصی آنها که هر یک از تراژدی و تعارض پر میباشد به شکل عجیبی به کوئست اصلی مرتبط شدهاند و هر همراهی به عنوان مهمی همانند شخصیت اصلی بازیکن تلقی میشود. این داستان آنها همانند شماست. به واقع، شما میتوانید اختیاری تمام بازی را از دیدگاه آنها تجربه کنید و آنها را به عنوان “شخصیت اصلی” در زمان ایجاد شخصیت انتخاب کنید. اگرچه برای اولین بار پیشنهاد میکنم از شخصیت سفارشی برای اولین بازی استفاده کنید.
تمام مسیرهای همراهان ارزش کاوش دارند، حتی کسانی که در ابتدا به آنها علاقه ندارید. در ابتدا، به نظرم وایل جادوگر یک خسته کننده بزرگ بود، اما پس از حمایت از او در تمامی سختی ها و آزمایشاتش، در کمک او برای بازگشت به مادری و تماشای پیروزی او بر دیوهای درونی، نمیتوانستم تصور کنم که او در تیمم حضور نداشته باشد. دوستانه ساحر بازیگوش گیل هم در ابتدا به نظرم یک منبع خطر بزرگ میرسید، اما در نهایت بهترین همراهم شد. حتی احساس گناه کردم وقتی باید در طی روزی او را دور بزنم، اما این باعث شد که درب دوستی دوستانه و محکمی به رویم باز شود. حالا که همهی اینها تمام شدهاند، آنها همه را به خاطر میآورم.
بقیه اعضای بزرگترین انسمبل بازی نیز به همین شکل تحت مراقبت واقع شدهاند. پر از شخصیتهای چند بعدی و جالب با نقصهای جذاب که انسانیت را به میان ماجراهای خیالی که به آنها وابسته هستند میآورند. و از آنجا که بسیاری از آنها احتمال دارد تا آخر بازی همراه شما باشند، فرصتهای بیشماری برای رشد وجود دارد که به تبع آن به شما احساس میشود که Sword Coast یک جای ملموس و مدام در حال تحول است.
هرکاری را بخواهید می توانید انجام دهید
با توجه به سطح بیمانند تعاملی که وجود دارد، این امر حتی قابل تصور تر میشود. Baldur’s Gate 3 به طور کامل از طبیعت انعطافپذیری D&D بهره میبرد و آن را تبدیل به یک شبیه ساز غوغایی کرده است که اگر شما بتوانید تصورش کنید، احتمالاً میتوانید آن را اجرا کنید. هر ماموریت، پازل و مواجههی نبردی تعدادی بیشماری روش برای مقابله با آن فراهم کرده است و همیشه از خلاقیت و کنجکاوی پاداش میدهد. هر بار که فکر میکردم “اجازه نمیدهد این کار را انجام دهم”، با توجه به تحقق آن واقعیت، مجبور شدم راه حلی برای این مسئله پیدا کنم.
طلسمها، مهارتها و دستکاری فیزیکی جهان پیرامون شما را به بسیاری از درها به صورت حرفی و مجازی باز میکند. شما میتوانید با خرد کردن ستونهای شکستنی که ساختمانی را که اوگرها در آن به تفریح میپردازند، خود را برای مبارزه با آنها آماده کنید، به صورت گازی تبدیل شوید تا از طریق شکافهای کوچکی در دیوار نفوذ کنید، یا از جادو برای متقاعد کردن حیوانات به جنگیدن با صاحبانشان استفاده کنید. شاید هرگز با یک سنجاب صحبت نکنید، اما هر حیوانی در این بازی عظیم صحبت خواهد کرد. شما میتوانید ذهنها را بخوانید، با مردهها صحبت کنید، لباسها و تغییر هویت جادویی ایجاد کنید، نامرئی شوید و خودتان و همراهان خود را در فواصل بزرگی جابجا کنید و این تکنیکها میتوانند مرتباً و با تکرار استفاده شوند به جای آنکه تنها به عنوان نوآوریهای یکبار مصرف باقی بمانند.
این یک بازی است که یک چیز بهظاهر بیخطر مانند یک جعبه خالی میتواند مهمترین عامل استراتژی شما باشد، زیرا شما آن را حرکت میدهید تا به مناطقی بالاتر از خودتان دسترسی پیدا کنید، سرنگون کنندههای زهرپاش را غیرفعال کنید یا آن را روی یک دشمن ناگهانی بریزید. هر جا که نگاه کنید، فرصتهایی برای احساس هوشمندترین شخص در اتاق وجود دارد.
به عنوان یک Dungeon Master، استودیوی توسعهدهنده Larian Studios بی نظیر عمل می کند، اما گاهی از برتری عمدتا بیرحمانه استفاده میکند. آزمایشهایتان تشویق میشوند، اما اشتباهات در اکثر موارد منجر به مرگ میشوند. و این انعطاف آزادی کارکردهای دو طرفه است، زیرا دشمنان همچنین قادرند از حیلههای آلوده شما بهرهبرده شوند.
روح بازی نقشآفرینی (D&D) نه تنها در انعطافپذیری بازی Baldur’s Gate 3 تجسم یافته است، در حالی که دنیا را کاوش میکنید، پرتابهای غیرفعال مستمراً بر مهارت مشاهده شما اعمال میشود تا تشخیص دهد آیا یک دام، یک ترتیب محتمل یا یک گنج خفته را متوجه شدهاید یا خیر. خوشبختانه، حتی اگر شخصیت بازیکن شما چیزی را از دست بدهد، بقیه اعضای گروه شما ممکن است ایتم های مختلف به دست بیاورند.
شما همچنین بسیاری از پرتابهای دستی انجام خواهید داد، مانند زمانی که قصد دارید یک قفل را باز کنید، یک دام را مهار کنید یا حتی در صحبتها. مهارتهایی که هنگام انتخاب اصل و زمینه خود دریافت میکنید، به طور مداوم بروز میشوند و انتخابهای اولیه خود را تاکید میکنند و شما را به بازی نقش اندازی تشویق میکنند. گاهی اوقات شما گزینههای منحصر به فردی در گفتوگوها خواهید داشت که نیازی به هیچ پرتابی ندارد، به عنوان یک سرودگر (باغبان) من اغلب فرصت مییابم که شوخی کنم یا یک قطعه شعر کوچک بگویم، اما وقتی میخواهم کسی را ترغیب یا فریب دهم، تاسها به کار میآید. این مکانیسم لذتبخش است و هرگز قبل از این به اندازهای درباره انتخابهای گفتوگویی مضطرب نشدهام. این عالی و مضطرب کننده است و دیگر مطمئن نیستم که آیا در زندگی خود تصمیمات بتوانم بدون استفاده از تاس بگیرم یا خیر.
هرچند که اتفاقات تصادفی برای بعضی اوقات ممکن است آزاردهنده باشند، اما Baldur’s Gate 3 از برخی از مشکلات مرتبط با سیستمهایی که بسیاری از اتفاقات تصادفی را به کار میگیرند، دوری میکند و شما را با راههای فراوان برای افزایش مجموعه خود مواجه میکند. جادوها، انواع داروها و بونوسهای تخصصی میتوانند استفاده شوند تا عدد را افزایش دهند، و همچنین همراهی شرکای شما نیز ممکن است به شما کمک کنند. همیشه به نظر میرسد که هنوز در کنترل هستید. با انتخاب گزینههایی که با زمینه انتخاب شده خود و همراهانتان همخوانی دارند، میتوانید نقاط الهامبخشی بدست آورید که به شما اجازه میدهد دوباره پرتاب کنید و دوباره تلاش کنید. بنابراین، با بازی نقش اندازی، پاداشهای واقعی همراه است.
استفاده بی نظیر از قابلیت ها و قدرت ها در بازی
برای بسیاری از بازیهای نقشآفرینی دیگر، سقف سطحی در بازی Baldur’s Gate 3 به نسبت کمی برخوردار است. 12 سطح به نظر میرسد مقدار کم به نظر می رسد، به خصوص زمانی که اغلب وقتی که سطح بالاتر میرود، واقعاً هیچ گونه انتخابی انجام نمیدهید. اما این موضوع کمتر مشکلی است زمانی که میبینید چندین راه دیگر برای پیشرفت شخصیت خود وجود دارد. این بازی برای کنسول های نسل نهم مانند پلی استیشن 5 و کنسول Xbox seris X/S منتشر شده و بازیکنان از این بازی لذت می برند.
تعداد عظیمی از اشیای جادویی که در زمان بازی پیدا میکنید کفایت میکند تا هر قفسهای در فروشگاه جادویی بالدورز گیت، مکانی جادویی برجسته در Baldur’s Gate، صد بار پر شود. و بسیاری از این اشیا به شما سحر و جادو جدید و مهارتهایی جدید میدهند که به طور کامل سبک بازی شما را تغییر میدهد. پس از پیدا کردن بسیاری از ابزارهای مرتبط با برق، من Gale را به یک بمب بینهایت قابل انتقال تبدیل کردم که میتوانست تنها با قدم زدن در میانزمین به سرعت مرگ و زندگی تولید کند و به طور کامل از عواقب آن مصون باشد. پس از آن، هرگز از کنار من جدا نشد. حتی چندین بار میتوانید به طور دلخواه جراحی کنید تا به خود قدرتهای عجیب و غریب جدیدی مانند توانایی تشخیص غیرقابل رؤیت برای دشمنان بیابید.
با تشکر از یک شخصیت که در ابتدای بازی با او ملاقات میکنید، میتوانید تغییر کلاس خود را با یک هزینه کم ریست کنید یا به طور کامل تغییر دهید و همین امر برای همراهان شما نیز صادق است، بنابراین هیچ مانعی وجود ندارد تا Baldur’s Gate 3 را به آزمایشگاهی کوچک خود تبدیل کنید، مگر اینکه کیفپولتان پر از مورچهها باشد.
قتل و هرج و مرج
اگر هنوز براتون واضح نیست که با تمام آب و هوای حیوان ترکیبی از پرنده شب و خرس، مبارزات بالدورز گیت 3 چقدر آشوبآمیز هستند، باید بدونید که این بازی بر پایه نوبتی است (خارج از نبرد به طور پیش فرض زمان واقعی است، اما با قابلیت تغییر به حالت نوبتی در هنگام اجرای ماموریت هایی مثل نفوذ مخفیانه به داخل خاکستری پر از هیولاها) و بنابراین کمی کندتر از نسخههای پیشین است هنگامی که خون میریزد. اما واقعاً بهتر است.
هر نبرد یک پازل آزمایشی و آزاد است که به اندازه کافی با چیزهایی مانند ساختار میدان، وسایل، اثرات عنصری و حتی جسدها پر است. اگر تا به حال یک دیو را با پرتاب یک کودک نازنین به آن، قتل نکردهاید، واقعاً چیزهای جالبی را از دست دادهاید. اگر بخواهید، حتی میتوانید با یک سوسیسی غارتشده از آشپزخانه یک تاوان وارد نبرد شوید. به ویژه وقتی به همراه رشد قدرت، از یک جنگجوی سطح 1 که به مهار ضرباتش موفق نمیشود، به یک کشتنده خدایی سطح 12 تبدیل میشوید که میتواند چندین بار در هر نوبت به تلاش خود ادامه دهد. به طور همزمان، جادوگران با یک مجموعه کوچک ولی مفید از ابزارها شروع میکنند، اما پس از چند سطح فقط عدد انتخاب های برهم زننده بیشتری خواهید داشت که با اهمیت زیادی به خود در داخل و خارج از نبرد کمک میکنند.
Larian باعث شده است تا لیست شناخته شده جادوها و قدرتهای D&D ابزارهایی بسیار انعطافپذیر باشند، به ویژه در رابطه با تعامل آنها با خود میدان نبرد. به جای فقط پرتاب تیر اسیدی به یک نول، شما میتوانید آن را به زمینی که روی آن ایستادهاند، پرتاب کنید تا سطح اسیدی ایجاد شود. سپس میتوانید آن را با Firebolt ترکیب کنید تا منفجرشود. این سیستم، سادهترین حجم آن است و با باز کردن جادوهای پیچیدهتر، واقعاً به صورت مناسب رقم خواهد خورد و به شما اجازه میدهد تا تلههایی با قطر بزرگ بسازید که میتواند ارتشهای کوچکی را از بین ببرد.
سپس شما دست به انجام واکنشهای مختلفی میزنید که به شما اجازه میدهند به عنوان مثال به حمله مقابله کنید، همچنین اقدامات اضافی مانند پریدن، نفوذ اسلحه خود را در یک سطح (باعث شعلهور شدن و غیره) یا تلنگر زدن که باعث میشود احمقانه پشت بیوفتند. بنابراین شما میتوانید اسید را روی تیغه خود بریزید، به دشمنی که بالاتر از شماست بپرید، او را از لبه صخره فرو بیندازید و سپس شروع به ذوب کردن همراهانش کنید. شما همچنین میتوانید هر یک از اشیا تصادفی در دسترس خود را پرتاب کنید یا اشیا را به وسیله های پراکنده در میدان نبرد پیدا کنید.
بعضی از رویدادها به مدت طولانی با من خواهند بود. به طبع، تمام نبردهایی که با ارتشهای وبا تمام آمادهسازی ناکافی وارد شدم، به خاطر خودم را به خوشحالی دست وصل کردم. سپس زمانی بود که فقط چند نوبت فرصت داشتم تا یک گروه از مردم را از زندانی که داشت منفجر می شد نجات دهم، در حالیکه ماهی گیران با تور ها سعی میکردند من را آهسته کنند و به قتل برسانند. یک شب کامل را صرف فهمیدن آن خواهم کرد. و تا روزی که میمیرم هرگز فراموش نخواهم کرد نبرد با یک همراهی موسیقی که خود آن بزانگاه اجرا میکرد. صدای خوبی داشت و متاسفم که او را کشتم.
شروع این ماجراجویی ممکن است واقعاً ترسناک باشد، بدون شک. بازی Dungeons & Dragons برای کسانی که با آن آشنایی ندارند، قابل فهم چندان نیست و Baldur’s Gate 3 نیز یک معرفی آسان به قوانین و ترفندهای آن نیست. حتی به عنوان یک بازیکن ماجراجویی با سوابقی در Baldur’s Gate و بازیهای رومیزی، من خودم نیز آن را بسیار ترسناک مییافتم و خیلی از همکاران در PCG بعد از 20 ساعت بازی دوباره شروع کردند. بنابراین، این بازی نیازمند صبر بسیاری است و شاید شما باید بسیاری از ساعتهای ابتدایی خود را صرف فهمیدن و گمراه شدن کنید. اما بعد از آشنایی با تفاوتهای عجیب و غریب D&D، وقت بسیار بهتری خواهید داشت.
ردیابی کردن شخصیتها و کوئستها همچنین میتواند چالش واقعیای باشد، حتی با راهنمایی دفترچه کوئست. گاهی اوقات گذشت زمان میتواند شما را از برخی از کوئستها منع کند، اما در برخی مواقع نه. من ساعتها به دنبال دسترسی به یک مکان بودم قبل از رفتن به پایان فصل دوم به دلیل ظاهری شدن یک پنجرهی اطلاعاتی که شبیه به نقطهای بیبرگشت به نظر میرسید، تنها برای کشف کردن اینکه آن مکان در فصل دیگری قرار دارد و همچنان میتوانم به آن برگردم، حداقل تا زمانی که نقطهی دیگری بیبرگشت دیگری هم بروز کند. واقعاً گیجکننده است! بهترین راه برای جلوگیری از گیر افتادن، ذخیره کردن بیشتر از آنچه فکر میکنید نیاز دارید است، فقط برای موارد فوری
با توجه به محدوده و پیچیدگی بازی، در واقع من انتظار داشتم با مشکلات بیشتری مواجه شوم. من چند باگ جزئی و یک بار کرش کردن را متوجه شدم، اما بعد از انتشار بهروزرسانیهای سریع توسط Larian، هیچ مشکلی نداشتم.
در مجموع تجربه بالدرز گیت 3 را به تمامی دوست داران سبک نقش آفرینی شدیدا توصیه میکنم.
قطعا یکی از برترین بازی های تاریخ در این سبک می باشد.











